تبليغاتX
راه بی پایان ...






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتی است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی ، به همان باغ بلور

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری
که سراغش ز غزلهای خودم میگیری ؛

به تبسم ، به تکلف ، به دل آرایی تو ...
به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفسهای تو در سایه سنگین سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

به همان زل زدن از فاصله دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است

در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است

یک نفر سبز ، چنان سبز ، که از سرسبزیش
میتوان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است ...

آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست ؛
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست ؛
پس چرا رنگ تو با آینه این قدر یکی است؟

حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش ...
عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود ...

اینک از پشت دل آینه پیدا شده است
و تماشاگه این خیل تماشا شده است؛

آن الفبای دبستانی دلخواه تویی ...
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی


نويسنده: شاهین مورخ: دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 در ساعت: 9:56
|+|



گاهی ... !

تماشايي ترين تصوير دنيا مي شوي گاهي


دلم مي پاشد از هم بس که زيبا مي شوي گاهي


حضور گاهگاهت بازي خورشيد با ابر است


که پنهان مي شوي گاهي و پيدا مي شوي گاهي


به ما تا مي رسي کج مي کني يکباره راهت را


ز ناچاريست گر هم صحبت ما مي شوي گاهي


دلت پاک است اما با تمام سادگي هايت


به قصد عاشق آزاري معما مي شوي گاهي


تو را از سرخي سيب غزل هايم گريزي نيست


تو هم مانند حوا زود اغوا مي شوي گاهي


نويسنده: شاهین مورخ: دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 در ساعت: 9:42
|+|



با تو ام با تو خدا !

با توام با تو خدا


یک کمی معجزه کن


چند تا دوست برایم بفرست


پاکتی از کلمه


جعبه ای از لبخند


نامه ای هم بفرست


کوچه های دل من


باز خلوت شده است


قبل از این که برسم


دوستی را بردند


یک نفر گفت به من باز دیر امده ای


دوست قسمت شده است


با توام با تو خدا


یک دل قلابی


یک دل خیلی بد


چقدر می ارزد؟


من که هر جا رفتم


جار زدم:


شده این قلب حراج


بدوید


یک دل مجانی


قیمتش یک لبخند


به همین ارزانی


هیچ وقت اما


هیچ کس قلب مرا قرض نکرد


هیچ کس دل نخرید


با توام با تو خدا


پس بیا این دل من مال خودت


من که دیگر رفتم اما


ببر این دل را


نويسنده: شاهین مورخ: دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 در ساعت: 9:37
|+|



هیچکس شعر مرا باور نکرد !!!

هیچکس شعر مرا باور نکرد


یا که یک بیت مرا باور نکرد


هیچکس اینجا برای دلخوشی


یک نظرحتی بر این دفتر نکرد


هیچکس گلدان قلب خویش را


با گل احساس من زیور نکرد


هیچکس حتی برای لحظه ای


خلوتش را با دل من سر نکرد


باز هم شعری سرودم ای عزیز


هیچکس شعر مرا باور نکرد.


نويسنده: شاهین مورخ: دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 در ساعت: 9:27
|+|



دوستت دارم

رفتنت در باورم نميگنجد ! چه آرام پر كشيدي اي الهه مهر

تو مهربانترين مهربان بودي و زيباترين و با شكوه ترين لبخندها بر لبان

تو نقش مي بست

صبح ها در جستجويت بي قرارم و هر غروب داغ رفتنت آتش بر

وجودم ميزند

رفتنت غم پاييزي را دو چندان كرده است

ولي بدان كه

تا ابد دوستت دارم...


نويسنده: شاهین مورخ: پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 در ساعت: 20:53
|+|



سکوت

صداي چک چک اشکهايت

را از پشت ديوار زمان مي شنوم


و مي شنوم که چه معصومانه

در کنج سکوت شب ‌،

براي ستاره ها

ساز دلتنگي مي زني

و من مي شنوم

مي شنوم هياهوي زمانه را که

تو را از پريدن و پرکشيدن

باز مي دارد آه ،

اي شکوه بي پايان

اي طنين شور انگير

من مي شنوم

به آسمان بگو

که من مي شکنم !

هر آنچه تو را شکسته

و مي شنوم

هر آنچه در سکوت تو نهفته


نويسنده: شاهین مورخ: پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 در ساعت: 19:1
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir