تبليغاتX
راه بی پایان ...






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



تنهایی

دلم براي تنهايي ميسوزد چرا هيچکس او را دوست ندارد

مگر او چه گناهي کرده که تنها شده

جرم تنهايي چيست که هيچکس او را نميخواهد

ديشب تنهايي از اتاقم گذشت دنبالش دويدم ولي او رفته بود

تنهاي تنها نيمه شب او را مرده کنار حوض خانه پيدا کردم

از گريه چشمانش قرمزبود برايش گريستم آخر او از تنهايي مرده بود

تنهايي مرد و من تنهاتر شدم....

نويسنده: شاهین مورخ: چهارشنبه پنجم دی 1386 در ساعت: 8:23
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir